...

من چه سبزم امروز

سالهاست که سالها میگذرند و سالهای جدید کهنه میشوند و اندک اندک به خاطره ها و تاریخ
 می پیوندند. و در اين ميان تنها خاطرات آيينه دار حرمت رويدادها هستند.خاطراتي كه از هر آدم
به جا مي‌ماند... تاريخ ساخته مي‌شود... و بعضي‌ها تاريخ را مي‌نگارند... و همه مي‌دانند كه
تاريخ تكرار مي‌شود... و به يقين تاريخ تكرار مي‌شود و ديروزها به سراغ امروزها مي‌آيند...
چه خوب است... بايد خنديد...
من چه سبزم امروز... و چه اندازه تنم هشيار است...

فروردين هم به پايان مي‌رود... قرار است در اردیبهشتی سبز سبز چون بهشت پا بگذارم...
پس سبز... سبز سبز سبز قدم به سوی اردیبهشت سبز خدا خواهم گذاشت...

اما يادم نخواهد رفت كه  رفتن دليل نبودن نيست

               در آسمان تو پرواز مي کنم

               عصري شاداب و غروبي شادابتر تر در پيش

               دل مهربانم را به دوش مي کشم 

               تا آن سوي مرزهاي دنیای فرداها نمایانش کنم

          "رفتن دليل نبودن نيست"